[[{"content_id":76248,"content_number":0,"portal_id":5,"lang_id":"fa","content_title":"نسیبه کیست؟","content_rtitr":"","content_short_title":null,"content_summary":"","content_summary_fill":0,"content_body":"نسیبه در جنگ اُحد\r\n\r\n:&nbsp;\r\n\r\nاحد چه جنگی بود؟!\r\n\r\nاحد یکی از&nbsp;جنگ های دفای اسلام&nbsp;به شمار می&nbsp;رود .در این جنگ خود حضرت رسول ،جنگ را رهبری می کردند و تدابیری را می اندیشیدند .این جنگ در سال 3هجری1&nbsp;و به قولی 17 شوال&nbsp;2&nbsp;&nbsp;اتفاق افتاده است&nbsp;. دلیل اینکه نام آن احد نامیده شد ، این است که این جنگ در &nbsp;مکانی به نام احد&nbsp;اتفاق افتاده بود .&nbsp;دراین جنگ عده ی اندکی تا آخر در کنار رسول باقی ماندند ، که یکی از آنان زنی به نام&nbsp;&nbsp; &quot; نسیبه بنت کعب الانصاریه &quot; مشهور به &quot; امّ عماره &quot;&nbsp; بود .\r\n\r\n&nbsp;\r\n\r\nنسیبه در میدان جنگ\r\n\r\nوقتی که به اطرافمان نگاه می کنیم ، بعضی ها را می بینیم که&nbsp; از اول تا آخر زندگی شان درد و رنج است. اما به تنها چیزی که می اندیشند ، ایثار و فداکاری برای خداست .&nbsp;نسیبه یکی از اینها بود . زنیکه در زمان مهمی از تاریخ ، یار رسول خدا شد .&nbsp;او کسی بود که&nbsp;پیامبر در مورد او فرمود : &quot;&nbsp;لمقام نسیبة بنت کعب الیوم خیر من مقام فلان و فلان &quot;؛ مقام نسیبه در آن روز بهتر است از مقام فلانی و فلانی.3&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;\r\n\r\nدر مدینه دو طایفه وجود داشت . یکی از این دو ، قبیله بنی تجار بود . این قبیله در بین قبایل دیگر به آرام و سالم بودن معروف بود . درمیان این قبیله ، فردی به نام&nbsp; کعب&nbsp;، بسیار مشهور بود . کعب دخترانش را مثل بقیه اعراب به چشم برده نمی دید&nbsp;و در آن زنان که برای &nbsp;زن ارزش و اهمیّت و حقی قائل نبودند ، آنها را آزاد می گذاشت&nbsp;. نسیبه یکی از دختران کعب بود .&nbsp;در&nbsp;ماجرای &nbsp;&laquo; لیلة العقبه ی دوم &raquo; که از مدینه کسی جرأت نمی کرد با کسی مثل محمد بیعت کند&nbsp;، نسیبه همراه خواهرش به پای سخنان رسول رفتند و بعد از سخنرانی های وی ، با او به عنوان اولین بیعت کنندگان زن&nbsp;، همچون مردان بیعت کردند&nbsp;.&nbsp;وی&nbsp; شجاعت و آزادی را در مکتب خانواده اش آموخته بود .&nbsp;پیامبر هم رو به آنان کرد و فرمود : بیعت شما زنان را&nbsp; قبول کردم.&nbsp;4\r\n\r\n&nbsp;\r\n\r\nآشنایی نسیبه با پیامبر(ص)\r\n\r\nآشنایی نسیبه با پیامبر از همان پیمان لیلة العقبه ی دوم &nbsp;آغاز شد و به جایی رسید که خود و شوهر و فرزندانش در رکاب پیامبر (ص) جان فشانی کردند . پیامبر کنیه ی نسیبه را &laquo; امّ عماره &raquo; از روی اسم پسرش گذاشت .\r\n\r\nدر جنگ احد&nbsp; نسیبه از جمله زنانی بود که&nbsp; برای آب رسانی و مداوای مجروحان آمده بودند .&nbsp;گرما که شروع می شد نسییه کارش را شروع می کرد . مشک آب را پر می کرد و داخل میدان می رفت و آب رسانی می کرد . نسیبه هیچ فکر نمى کرد که در صحنه احد با شوهر و دو فرزندش دوش به دوش یکدیگر بجنگند و از رسول خدا دفاع کنند.&nbsp;&nbsp;او بیش از این دو کار، آب رسانی و درمان مجروحان در آن روز،&nbsp; کاری براى خود پیش بینى نمى کرد.&nbsp;5\r\n\r\nنسیبه همینکه وضع را به این نحو دید ، مشک آب را به زمین گذاشت و شمشیر به دست گرفت . گاهى از شمشیر استفاده مى کرد و گاهى از تیر و کمان .\r\n\r\nمسلمانان در آغاز مبارزه با آنکه از لحاظ عدد زیاد نبودند و تجهیزات کافى هم نداشتند ، شکست عظیمى به دشمن&nbsp; وارد کردند و دشمن پا به فرار گذاشت ، ولى طولى نکشید در اثر غفلتى که در یک عده از نگهبانان &quot; تلّ عینین &quot;&nbsp; در انجام وظیفه ی خویش و نداشتن اطاعت محض از رهبر خود ، پیامبر(ص) ، دشمن از پشت سر شبیخون زد ، وضع عوض شد و عده ی زیادى از مسلمانان از دور رسول اکرم پراکنده شدند و فرار کردند.\r\n\r\n&nbsp;\r\n\r\nچگونگی ورود نسیبه به صحنه ی جنگ با دشمن\r\n\r\nنسیبه همینکه وضع را به این نحو دید ، مشک آب را به زمین گذاشت و شمشیر به دست گرفت . گاهى از شمشیر استفاده مى کرد و گاهى از تیر و کمان .&nbsp;&nbsp;یک وقت متوجه شد که یکى از سپاهیان دشمن&nbsp; &quot;ابن حمیه &quot;&nbsp; فریاد مى کشد : خود محمد کجاست ؟&nbsp; این زن فداکار بدون هیچ زره ای که از او محافظت کند ، دست به شمشیر برد و چنان حمله ای بر او که قصد کشتن پیامبر (ص) را داشت&nbsp; کرد که او فرار کرد . پیامبر (ص) به نسیبه فرمود : &laquo; بارک الله علیک ِ یا نسیبه &raquo; . در این حال پیامبر (ص) در بین جنگ&nbsp; دید یکى از مهاجرین در حالی که سپرش بر پشتش بسته است در حال فرار است رو به او کرد و فرمود :&nbsp; اى صاحب سپر! سپرت را بیانداز و خودت به جهنم برو . سپس آن حضرت به نسیبه فرمود سپر او رابردار . او آن را برداشت و مشغول جنگ با مشرکین شد.&nbsp;6\r\n\r\nاو یکی از ده نفری بود بعد از فرار نامردانی از دور پیامبر ، در کنار رسول باقی ماند و از جان پیامبر دفاع کرد و برای حفظ جان پیامبر شمشیر زد و&nbsp; مجروح شد . درمان زخم ها و جراحات &laquo;امّ عماره&raquo; یک سال به طول انجامید و اثر برخی از آنها تا آخر عمر بر بدن او باقی ماند. ولی او همیشه افتخار می کرد که در راه پیامبر مجروح شده است .\r\n\r\nهیچ گاه مسائلی که در جنگ&nbsp; اعم از جراحت خود و خانواده اش و حتی کشته شدن فرزندانش او را از دفاع از سپاه اسلام دور نکرد . حتی زمانی که فرزندش زخمی شد زخم او را بست و به او گفت : زود حرکت کن و از جان رسول و اسلام دفاع کن که طولی نکشید که فرزندش شهید شد .\r\n\r\nهرگاه پیامبر از جنگ احد سخن می گفت ، در مورد نسیبه &nbsp;می فرمود : &quot; ما التفت یمیناً و لاشمالاً إلاّ و أنا أراها تقاتل دونی &quot; ؛ هرگاه به راست و چپ نظر می افکندم، او را دیدم که می جنگد .\r\n\r\nنسیبه تنها به پیامبر پایبند نبود . به اسلام پایبند بود . هر جا ایثار می خواست نسیبه بود . ام عماره پس از وفات پیامبر(ص) نیز در جهاد مسلمانان شرکت کرد ، چنان که در جنگ یمامه به سختی جنگید و یک دست او قطع شد . تا اینکه در حنین به مقام شهادت رسید .\r\n\r\n&nbsp;پیامبر در مورد او فرمود : &quot; لمقام نسیبة بنت کعب الیوم خیر من مقام فلان و فلان &quot;؛ مقام نسیبه در آن روز بهتر است از مقام فلانی و فلانی.[\r\n\r\nعلامه طباطبایی می فرماید: نصیبه مادر دو شهید است و در همه ی جنگ ها برای رزمندگان آب می برد. یک زن انقلابی در یکی از جنگ ها بود، کار به جای باریک رسید، مشک آب را به زمین گذاشت و شمشیر به دست گرفت و جنگید. در یکی از این جنگ ها سیزده تا زخم به بدن این خانم خورد که حتی یکی از زخم ها آنقدر طولانی شد که تا یک سال خوب نشد. پسرش عبدالله را تشویق کرد، او هم رفت جنگ کرد و شهید شد. هم آب آور بود، هم شمشیر زن بود، دو تا از پسرانش هم شهید شد .\r\n\r\nما درتاریخ نسیبه های زیادی با نام های مختلفی چه در صدر اسلام چه در طول اسلام داشته و داریم .امید است که بتوانیم نسیبه ای در زمان خود شویم !\r\n\r\n&nbsp;\r\n\r\nتنظیم: مرکزروابط عمومی نسیبه تهران برگرفته ازگروه دین و اندیشه تبیان\r\n\r\n\r\n\r\n\r\n1-&nbsp; بحار الانوار ، ج 20 ،ص 18 \/ توضیح المقاصد ، ص 27 \/ سیره ابن هشام ، ج 3 ، ص 67&nbsp; \/ تقویم المحسنین ، ص 12\r\n\r\n2- بحار الانوار، ج 97&nbsp; ،ص 168\r\n\r\n3- بحار الانوار ، ج2 ، ص 54\r\n\r\n4- تاریخ طبری ،ج2 ،ص92\r\n\r\n5- امتاع الاسماع ،ج1 ،ص 162\r\n\r\n6- الطبقات الکبری ،ج8 ،ص 415\r\n\r\n&nbsp;","content_html":"<p dir=\"rtl\"><strong>نسیبه در جنگ اُحد<\/strong><\/p>\n\n<p dir=\"rtl\"><span dir=\"ltr\">: <\/span><\/p>\n\n<p dir=\"rtl\">احد چه جنگی بود؟!<\/p>\n\n<p dir=\"rtl\">احد یکی از جنگ های دفای اسلام به شمار می رود .در این جنگ خود حضرت رسول ،جنگ را رهبری می کردند و تدابیری را می اندیشیدند<span dir=\"ltr\"> .<\/span>این جنگ در سال 3هجری<sup><span dir=\"ltr\">1<\/span><\/sup> و به قولی 17 شوال <sup><span dir=\"ltr\">2<\/span><\/sup>  اتفاق افتاده است <span dir=\"ltr\">. <\/span>دلیل اینکه نام آن احد نامیده شد ، این است که این جنگ در  مکانی به نام احد اتفاق افتاده بود<span dir=\"ltr\"> .<\/span> دراین جنگ عده ی اندکی تا آخر در کنار رسول باقی ماندند ، که یکی از آنان زنی به نام   \" نسیبه بنت کعب الانصاریه \" مشهور به \" امّ عماره \"  بود<span dir=\"ltr\"> .<\/span><\/p>\n\n<p dir=\"rtl\"> <\/p>\n\n<p dir=\"rtl\">نسیبه در میدان جنگ<\/p>\n\n<p dir=\"rtl\">وقتی که به اطرافمان نگاه می کنیم ، بعضی ها را می بینیم که  از اول تا آخر زندگی شان درد و رنج است. اما به تنها چیزی که می اندیشند ، ایثار و فداکاری برای خداست<span dir=\"ltr\"> .<\/span> نسیبه یکی از اینها بود . زنیکه در زمان مهمی از تاریخ ، یار رسول خدا شد<span dir=\"ltr\"> .<\/span> او کسی بود که پیامبر در مورد او فرمود : \" لمقام نسیبة بنت کعب الیوم خیر من مقام فلان و فلان \"؛ مقام نسیبه در آن روز بهتر است از مقام فلانی و فلانی<span dir=\"ltr\">.<sup>3<\/sup><\/span>          <\/p>\n\n<p dir=\"rtl\">در مدینه دو طایفه وجود داشت . یکی از این دو ، قبیله بنی تجار بود . این قبیله در بین قبایل دیگر به آرام و سالم بودن معروف بود . درمیان این قبیله ، فردی به نام  کعب ، بسیار مشهور بود . کعب دخترانش را مثل بقیه اعراب به چشم برده نمی دید و در آن زنان که برای  زن ارزش و اهمیّت و حقی قائل نبودند ، آنها را آزاد می گذاشت . نسیبه یکی از دختران کعب بود<span dir=\"ltr\"> .<\/span> در ماجرای  « لیلة العقبه ی دوم » که از مدینه کسی جرأت نمی کرد با کسی مثل محمد بیعت کند ، نسیبه همراه خواهرش به پای سخنان رسول رفتند و بعد از سخنرانی های وی ، با او به عنوان اولین بیعت کنندگان زن ، همچون مردان بیعت کردند<span dir=\"ltr\"> .<\/span> وی  شجاعت و آزادی را در مکتب خانواده اش آموخته بود<span dir=\"ltr\"> .<\/span> پیامبر هم رو به آنان کرد و فرمود : بیعت شما زنان را  قبول کردم<span dir=\"ltr\">.<\/span> <sup><span dir=\"ltr\">4<\/span><\/sup><\/p>\n\n<p dir=\"rtl\"> <\/p>\n\n<p dir=\"rtl\">آشنایی نسیبه با پیامبر(ص)<\/p>\n\n<p dir=\"rtl\">آشنایی نسیبه با پیامبر از همان پیمان لیلة العقبه ی دوم  آغاز شد و به جایی رسید که خود و شوهر و فرزندانش در رکاب پیامبر (ص) جان فشانی کردند . پیامبر کنیه ی نسیبه را « امّ عماره » از روی اسم پسرش گذاشت<span dir=\"ltr\"> .<\/span><\/p>\n\n<p dir=\"rtl\">در جنگ احد  نسیبه از جمله زنانی بود که  برای آب رسانی و مداوای مجروحان آمده بودند<span dir=\"ltr\"> .<\/span> گرما که شروع می شد نسییه کارش را شروع می کرد . مشک آب را پر می کرد و داخل میدان می رفت و آب رسانی می کرد . نسیبه هیچ فکر نمى کرد که در صحنه احد با شوهر و دو فرزندش دوش به دوش یکدیگر بجنگند و از رسول خدا دفاع کنند<span dir=\"ltr\">. <\/span> او بیش از این دو کار، آب رسانی و درمان مجروحان در آن روز،  کاری براى خود پیش بینى نمى کرد<span dir=\"ltr\">.<\/span> <sup><span dir=\"ltr\">5<\/span><\/sup><\/p>\n\n<p dir=\"rtl\">نسیبه همینکه وضع را به این نحو دید ، مشک آب را به زمین گذاشت و شمشیر به دست گرفت . گاهى از شمشیر استفاده مى کرد و گاهى از تیر و کمان .<\/p>\n\n<p dir=\"rtl\">مسلمانان در آغاز مبارزه با آنکه از لحاظ عدد زیاد نبودند و تجهیزات کافى هم نداشتند ، شکست عظیمى به دشمن  وارد کردند و دشمن پا به فرار گذاشت ، ولى طولى نکشید در اثر غفلتى که در یک عده از نگهبانان \" تلّ عینین \"  در انجام وظیفه ی خویش و نداشتن اطاعت محض از رهبر خود ، پیامبر(ص) ، دشمن از پشت سر شبیخون زد ، وضع عوض شد و عده ی زیادى از مسلمانان از دور رسول اکرم پراکنده شدند و فرار کردند<span dir=\"ltr\">.<\/span><\/p>\n\n<p dir=\"rtl\"> <\/p>\n\n<p dir=\"rtl\">چگونگی ورود نسیبه به صحنه ی جنگ با دشمن<\/p>\n\n<p dir=\"rtl\">نسیبه همینکه وضع را به این نحو دید ، مشک آب را به زمین گذاشت و شمشیر به دست گرفت . گاهى از شمشیر استفاده مى کرد و گاهى از تیر و کمان<span dir=\"ltr\"> . <\/span> یک وقت متوجه شد که یکى از سپاهیان دشمن  \"ابن حمیه \"  فریاد مى کشد : خود محمد کجاست ؟  این زن فداکار بدون هیچ زره ای که از او محافظت کند ، دست به شمشیر برد و چنان حمله ای بر او که قصد کشتن پیامبر (ص) را داشت  کرد که او فرار کرد . پیامبر (ص) به نسیبه فرمود : « بارک الله علیک ِ یا نسیبه » . در این حال پیامبر (ص) در بین جنگ  دید یکى از مهاجرین در حالی که سپرش بر پشتش بسته است در حال فرار است رو به او کرد و فرمود :  اى صاحب سپر! سپرت را بیانداز و خودت به جهنم برو . سپس آن حضرت به نسیبه فرمود سپر او رابردار . او آن را برداشت و مشغول جنگ با مشرکین شد<span dir=\"ltr\">.<\/span> <sup><span dir=\"ltr\">6<\/span><\/sup><\/p>\n\n<p dir=\"rtl\">او یکی از ده نفری بود بعد از فرار نامردانی از دور پیامبر ، در کنار رسول باقی ماند و از جان پیامبر دفاع کرد و برای حفظ جان پیامبر شمشیر زد و  مجروح شد . درمان زخم ها و جراحات «امّ عماره» یک سال به طول انجامید و اثر برخی از آنها تا آخر عمر بر بدن او باقی ماند. ولی او همیشه افتخار می کرد که در راه پیامبر مجروح شده است<span dir=\"ltr\"> .<\/span><\/p>\n\n<p dir=\"rtl\">هیچ گاه مسائلی که در جنگ  اعم از جراحت خود و خانواده اش و حتی کشته شدن فرزندانش او را از دفاع از سپاه اسلام دور نکرد . حتی زمانی که فرزندش زخمی شد زخم او را بست و به او گفت : زود حرکت کن و از جان رسول و اسلام دفاع کن که طولی نکشید که فرزندش شهید شد<span dir=\"ltr\"> .<\/span><\/p>\n\n<p dir=\"rtl\">هرگاه پیامبر از جنگ احد سخن می گفت ، در مورد نسیبه  می فرمود : \" ما التفت یمیناً و لاشمالاً إلاّ و أنا أراها تقاتل دونی \" ؛ هرگاه به راست و چپ نظر می افکندم، او را دیدم که می جنگد<span dir=\"ltr\"> .<\/span><\/p>\n\n<p dir=\"rtl\">نسیبه تنها به پیامبر پایبند نبود . به اسلام پایبند بود . هر جا ایثار می خواست نسیبه بود . ام عماره پس از وفات پیامبر(ص) نیز در جهاد مسلمانان شرکت کرد ، چنان که در جنگ یمامه به سختی جنگید و یک دست او قطع شد . تا اینکه در حنین به مقام شهادت رسید<span dir=\"ltr\"> .<\/span><\/p>\n\n<p dir=\"rtl\"> پیامبر در مورد او فرمود : \" لمقام نسیبة بنت کعب الیوم خیر من مقام فلان و فلان \"؛ مقام نسیبه در آن روز بهتر است از مقام فلانی و فلانی.[<\/p>\n\n<p dir=\"rtl\">علامه طباطبایی می فرماید: نصیبه مادر دو شهید است و در همه ی جنگ ها برای رزمندگان آب می برد. یک زن انقلابی در یکی از جنگ ها بود، کار به جای باریک رسید، مشک آب را به زمین گذاشت و شمشیر به دست گرفت و جنگید. در یکی از این جنگ ها سیزده تا زخم به بدن این خانم خورد که حتی یکی از زخم ها آنقدر طولانی شد که تا یک سال خوب نشد. پسرش عبدالله را تشویق کرد، او هم رفت جنگ کرد و شهید شد. هم آب آور بود، هم شمشیر زن بود، دو تا از پسرانش هم شهید شد<span dir=\"ltr\"> .<\/span><\/p>\n\n<p dir=\"rtl\">ما درتاریخ نسیبه های زیادی با نام های مختلفی چه در صدر اسلام چه در طول اسلام داشته و داریم .امید است که بتوانیم نسیبه ای در زمان خود شویم<span dir=\"ltr\"> !<\/span><\/p>\n\n<p dir=\"rtl\"> <\/p>\n\n<p dir=\"rtl\">تنظیم: مرکزروابط عمومی نسیبه تهران برگرفته ازگروه دین و اندیشه تبیان<\/p>\n\n<div dir=\"rtl\">\n<hr \/><\/div>\n\n<p dir=\"rtl\"><span dir=\"ltr\">1-  <\/span>بحار الانوار ، ج 20 ،ص 18 \/ توضیح المقاصد ، ص 27 \/ سیره ابن هشام ، ج 3 ، ص 67  \/ تقویم المحسنین ، ص 12<\/p>\n\n<p dir=\"rtl\"><span dir=\"ltr\">2- <\/span>بحار الانوار، ج 97  ،ص 168<\/p>\n\n<p dir=\"rtl\"><span dir=\"ltr\">3- <\/span>بحار الانوار ، ج2 ، ص 54<\/p>\n\n<p dir=\"rtl\"><span dir=\"ltr\">4- <\/span>تاریخ طبری ،ج2 ،ص92<\/p>\n\n<p dir=\"rtl\"><span dir=\"ltr\">5- <\/span>امتاع الاسماع ،ج1 ،ص 162<\/p>\n\n<p dir=\"rtl\"><span dir=\"ltr\">6- <\/span>الطبقات الکبری ،ج8 ،ص 415<\/p>\n\n<p dir=\"rtl\"> <\/p>","content_source":"","content_url":"","content_date_start":"2017-04-14 21:58:23","content_date_event":"2017-04-14 21:58:23","content_date_event_start":null,"content_date_event_end":null,"content_show_title_slider":1,"content_date_last_edit":"2017-04-14 22:04:28","content_date_register":"2017-04-14 22:00:03","content_columns":0,"content_show_img":1,"content_show_details":0,"content_show_related_img":0,"content_show_slider":1,"content_comment":1,"content_score":0,"tag_id":0,"score_average":null,"score_count":null,"score_date_last":null,"uid":1907,"eid":1907,"attach_title":"نسیبه کیست؟ 2","attaches":[{"sizes":{"150":".\/cache\/5\/attach\/201704\/217310_4180398926_150_59.webp","300":".\/cache\/5\/attach\/201704\/217310_4180398926_300_117.webp","400":".\/cache\/5\/attach\/201704\/217310_4180398926_400_156.webp","600":".\/cache\/5\/attach\/201704\/217310_4180398926_600_235.webp","900":".\/cache\/5\/attach\/201704\/217310_4180398926_614_240.webp","1200":".\/cache\/5\/attach\/201704\/217310_4180398926_614_240.webp"},"ext":"jpg","file_media":1,"token":4180398926,"files":{"original":{"url":".\/file\/5\/attach\/201704\/217310_4180398926.jpg","width":614,"height":240,"size":0}}}]}]]